مهر ماه نهچندان خوب
مهرماه ۱۴۰۱ میشه گفت با سرماخوردگی و ناراحتی شروع شد ؛ وقتی که کلاسمو عوض کردن و از دوستام جدا شدم حس میکردم بدبخت ترین دختر روی زمینم ؛ خاک هفت عالم چقدرررر عر زدماااا خب بشر چرا الکی عر میزنیییی؟ یعنی اینقدرررر ناراحت بودم که الان بهش فکر میکنم خندم میگیره :) اره ... یه روزی فکر میکردم دیگه روی لبخند رو نمیبینم؛ حس میکردم دنیا به اخر رسیده برام ولی الان... حتی به دغدغه ای که داشتم میخندم :) میدونماااا که غم و حال و روز الانت چندماه یا چندسال دیگه برات خنده دار ترین جکه ولی کو عقل که ادم بفهمه باباااا ناراحت نباششش:( زندگی رو به کامت تلخ نکن :( میگذره عزیزکم ... خدا خودش به قشنگترین حالت ممکن مواظبته جانکم♡
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهر ماه نهچندان خوب
